الله اکبر و این یک شروع است . نه یک شروع بلکه تنها راه شروع با آغازگری است که بزرگ است و تو می گویی تا همیشه به یادت باشد که او بزرگتر است .
چندین و چند بار این را با خود تکرار می کنی تا هر گاه ، نه در ورد زبان تو ، بلکه زمانی که در اندیشه و عمل تو فراموش شد ، به یادت بیاوری این شروع را .
یک قدم ، قدمی دیگر و قدم بعدی و تو در هر قدم راسختر می شوی و قامت بیشتر راست می کنی . چرا که یادت است که او بزرگتر است و این بزرگی به تو نیرو می دهد . نیرو می دهد تا نه به چپ بنگری و نه به راست . نگاه سوی رفتن است و بس . تنها به جلو .
اینجا جای ایستادن و نظاره عقب سو نیست . اینجا هر چه هست قدم بالا گذاشتن است . قدم به قدم ، دور به دور و تو هر لحظه بالاتر پا می گذاری . پله پله بالا می روی . فرش نوری زیر پایت گسترانیده اند تا به عرش برسی و تو با کلید بزرگی حق ، این راه را می پیمائی .
لحظات اوج فریبنده ترین لحظات است و تو عجله ایی برای به پایان رساندن آن نداری . برای همین به حماقت شتاب کنندگان و طعنه زنان می خندی و بعد بر خود می لرزی ، نکند منیت بر تو غالب شود و تو نتوانی منیت خود را فرو گذاری و بالا روی . پس دیگر به شتاب کنندگان نظر نمی کنی ، بلکه سعی می کنی با وقار گام برداری و نجواکنان می گویی :
" و آنگاه که ترا می خوانم ، دعایم اجابت فرما و هر گاه ترا ندا کنم ، ندایم بشنو و چون با تو مناجات کنم ، بحالم توجه فرما که من به سوی تو گریخته ام ........و اگر من لایق رحمتت نیستم ، تو لایقی که بر من از فضل و کرم بی پایانت جود و بخشش کنی ..........."
آنقدر می گویی تا چشمهایت بر هم فرو بندد تا تمرکز بیش کنی . آنقدر می گویی تا پاهایت ، تا گامهایت سبک گردد تا تمرکز پر رنگ کنی . آنقدر می گویی تا دستهایت به یاریت آمده و به طرفین رها گردد تا سبک و سبک تر شوی و آنقدر می گویی تا بر بامی فرود می آیی نه فرود آخر بلکه شروع برای پرواز . اینجا سکوی پرواز است . نه انتها

