...و خدای باریتعالی آدم و حوا را آفرید . هابیل و قابیل را . هابیلیان و قابلیان را . انسانهای ظالم و انسانهای مظلوم را . انسانهایی که ظلم می کنند و انسانهایی که ظلم می بینند . انسانهایی که ساکتند . می فهمند و بعضاً نمی فهمند و در این فهمیدنها و نفهمیدنها ، در این سکوت و ندیدنها ظلم جاری می شود . ظالم برنده می شود . از امکانات بیشتری بهره می برد . سوار بر بهترین ها می شود . بهترین لباسها را می پوشد و بهترینها را می خورد و سوز بر دل ریش مظلوم می گذارد و مظلوم تنها آه می کشد . می بیند ، حقش را که بر تن ظالم می درخشد ، ولی هیچ نمی گوید . چرا ؟؟ ....تربیت اش ، سادگی اش ، ذاتش ، شخصیت اش ، پاکی اش ، ایده آل هایش و .... هزاران هزار دلیل خاص خود را دارد . ولی تمامی اینها به یک نتیجه منتج می شود . ظالمی که، تکیه بر غرور خود زده و ادعای عقل بیشتر ، توانایی بیشتر ، محبوبیت بیشتر و هزاران هزا بادمجانهای دور قاب چین که سجده اش می کنند .و بر این اندیشه اش صحه می گذارند .
مظلوم بخاطر خصوصیات خاص خود ساکت می ماند . جواب های با های نمی دهد و در مقابل من ، نیم می شود و در نهایت تمامی افسردگی ها را به جان می خرد . تمامی اضطرابها ، هراسها و تمامی تشویشها را به درون فرو می برد و او پایین و پایین تر و ظالم بالا و بالاتر می رود و در همه جا هم احترام ظالم واجب است . احترام صاحب قدرت و پول واجب واجبات . ولی آخرش چی ؟!
مظلوم که این دنیا را از دست داده ولی آیا دنیای دیگر را دارد ؟؟ بهش نمی گویند ، در مقابل ظلم سکوت کردی و این گناه توست ؟ ظالم با توجیه ، فتوی و با اعتقاد خود آیا تبرئه نمی شود !؟ .......و آیاهای دیگر و تنها یک چیز
مرگ زودتر از آنچه که فکرش را می کنیم به سراغمان خواهد آمد . عدالت پنهان جاری است . از هر دست که دادی از همان دست پس خواهی گرفت . باید صبر داشت ولی نه سکوت که سکوت صحه گذاشتن بر ظلمی است که پذیرفتی .
