باز کن چشمهایت که تنها روزن تابش نورت از آن میان می گذرد .
نور بر وجودم ریز که سایه تاریکی ، ترسی مبهم بر دلم چنگ انداخته .
خورشیدم باش و نور را بر سیاهی شبم بتابـان تا روزم آغاز شود
پیچکم باش و بر من بپیچ تا بپوشانی مرا از هر چه کمی و نقصان است .
آب حــیات را جــرعـه جـرعــه بــه پــــایــم ریـــز تــا ریشـــه کنم .
شوق بــودنم بــاش ، بــودن در روز و شـــب ، در تــــکرار تــکرارهـا .
هدفی در انتها باش ، در دور دستها که به شوق رسیدن به تو ، قدری شتاب کنم .
و
و انگیزه رفتنم باش ، رفتنی گام به گام ، به اوج ، به بالا ، رشد و بالندگی
و در یک کــلام عشقم باش
عشقی که جایگاه والا می بخشد عاشقش را و خود سرمست این بالندگی است .
و تو معنای واقعی عشقم باش
تا ابد ....
نوشته شده در تاريخ توسط کاملـیا
|
