تبليغاتX
خلوتــــــكده

aghagheia

کاملـیا

aghagheia

http://aghagheia.blogfa.com

خلوتــــــكده

خلوتــــــكده - تبسم نیاز

خلوتــــــكده

من حدیث درد شور انگیز خویــــش
بـــارها بـــا باد و بـــوران گفتـــه‌ام
از نگــــاه چشم هـــای خستــه‌ام
قصه هــا بـــا جویبــاران گفتـــــه‌ام
من بـــرای مــاهتــاب نـقـــره فــام
گفتـــه ام اینجــا تنــگ است دلم
مـــن بـــــرای اختـــران کهکشـان
گفتـــه ام کــو لبــهای خنـدان من
مــن بــگوش لالــه ها و سبزه ها
شعر خود با ســـوز و دل خوانده‌ام
این زمانــه شرح غـم جـاوید خویش
در میان دل چون پیچکی پیچانده‌ام

خلوتــــــكده

تبسم نیاز

داستانی کوتاه

يکي از ملوک را مرضي هولناک بود که اعادت ذکر آن ناکردن اولي.

طايفه حکماي يونان اتفاق کردند که مر اين رنج را دوايي نيست،

مگر زرداب آدمي به چندين صفت موصوف.

بفرمود تا طلب کردند.

پسر دهقاني را يافتند بدان صفت که حکما گفته بودند.

ملك، پدرش و مادرش را بخواند و به نعمت بيکران خشنود کرد

و قاضي فتوي داد که خون يکي از آحاد رعيت ريختن سلامت نفس پادشاه را رواست.

جلاد قصد کشتن کرد.

پسر سر سوي آسمان کرد و تبسم کرد. 

ملک پرسيد که در اين حالت چه جاي خنديدن است؟

گفت: ناز فرزندان بر پدر و مادر باشد و حکم و داوري بر قاضي برند و داد از پادشاه خواهند.

اکنون پدر و مادر به علت حطام دنيا مرا به خون در سپردند و قاضي به کشتنم فتوي داد و پادشاه راضي شد به ريختن خونم.

در اين حال، جز خداي پناه نيست.

سلطان را از اين سخن دل به رحم برآمد و آب در ديده بگردانيد و گفت: هلاک من اولي تر که خون بيگناهي ريختن.

سر و چشمش ببوسيد و در کنارش گرفت و نعمت بيکران داد و آزاد کرد و گويند هم در آن هفته شفا يافت.

وصال با خدا

بار الها،

توجه من به مخلوقات تو سبب مي‏گردد كه از مشاهده‏ جمالت محروم بمانم؛

پس مرا در پيشگاه خويش به عبادتي بگمار كه‏ به وصال تو رساندم.

چگونه براي اثبات وجود شريفت ‏به چيزي دليل ‏آورده شود كه در هستي خود محتاج توست؟
آيا براي غير تو ظهوري‏ است كه براي تو نيست تا وجود غير، آشكاركننده جمال تو باشد؟

تو كي پنهان بوده‏اي كه براي اثبات و عيان ساختنت نياز به دليلي باشد؟

 كي دور بوده‏اي كه كاينات، در راه رسيدن به تو باشند؟
كور باد چشمي كه تو را نگاهبان خود نبيند. و چه‏ زيانبار است، معامله بنده‏اي كه از محبت تو وي را بهره‏اي نيست.

خدايا،

خواري و پستي‏ام در برابر تو هويداست و احوال من بر تو پوشيده نيست.  

وصالت را از تو مي‏طلبم و به ياري وجود شريفت، بر هستي تو گواهي مي‏دهم.

مرا با نور خود به ذات پاكت، راهنمايي فرماي و با صدق عبوديت در پيشگاهت‏ بر پاي دار.

+ نوشته شده در ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط کاملـیا |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا